Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic

زندانی سیاسی آزاد باید گــردد

Sonntag, November 15, 2009

قتلهای زنجیره ای زندانیان زن در زندان گوهردشت کرج

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران

گزارشات رسیده به فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران، یکی از هولناکترین جنایتها علیه زنان زندانی بی دفاع در زندان گوهردشت را بر ملا می کند. دستور دهندگان و مجریان این قتل ها برای پوشاندن جنایتهای خود در جواز دفن قربانیان علت مرگ را خوکشی و یا نرسیدن مواد مخدر ذکر می کنند.
قتلهای زنجیره ای که از سال 1384 آغاز شده است و همچنان ادامه دارد. گفته می شود که آخرین آن زندانی بنام هدیه مویدی بوده است.تا به حال نام 9 زن زندانی که بطرز فجیع در بند 7 زنان زندان گوهردشت به قتل رسیده اند محرز شده است. ولی گفته می شود که تعداد زنان به قتل رسیده بیش از آماری است که ما آن را در دست داریم.همچنین چندین شاهد وجود دارد که در صورت ضمانت امنیت جانی آنها حاضر هستند جزائیات و نام تعدادی از دست اندرکاران قتلهای زنجیره ای را در یک کمیته تحقیق مسقل و بین المللی افشا و بر آن شهادت دهند.
زنان زندانی که سنین آنها بین 22 تا 30 سال می باشد. به اتهام مصرف مواد مخدر و بد حجابی دستگیر می شوند. آنها را بیش از یک ماه در سلولهای انفرادی با شرایط بسیار سخت قرار داده می شوند.زنان زندانی برای رهایی یافتن از این شرایط هر آنچه را که بازجویان از آنها می خواهند به آن تن می دهند. بازجویان زنان را با تهدید و وعده دادن وادار به اعترافات غیر واقعی مسائل غیر اخلاقی می کنند. پس از گرفتن اعترافات از زنان جوان، علیه آنها پرونده سازی می کنند و پرونده را به دادگاه می فرستند وآنها را به احکام سنگین محکوم می کنند . زنان بی دفاع و بی نام ونشان که محکوم به زندان شده اند به عنوان بردگان جنسی خود بکار می برند و بطور مستمر مورد تجاوز جنسی قرار می دهند و روح و جسم آنها را نابود می کنند .در صورت مقاومت و دفاع از خود آنها را به سالن 21 بند7 زنان که دارای شرایط بسیار سختی است انتقال می دهند.
هنگامی که این زنان جوان به بند منتقل می شوند توسط چند فرد که تحت نام روانپزشک در بند زنان هستند به زنان زندانی قرصهای روان گردان و اعتیاد آور تحت عنوان آرام بخش تجویز می کنند و به مرور دوسرینگ این داروها را افزایش می دهند تا به این قرصها اعتیاد پیدا کنند.
در سالنهای مختلف بند زنان باندهای مافیایی تشکیل شده که برای توضیح مواد مخدر و سرکوب و قتل زنان معترض بکار برده می شوند و برای از بین بردن آثار جرم خود بعد از مدتی خود آنها را هم به قتل می رسانند.
قتلهای زنجیره ای در بند 7 زنان زندان گوهردشت کرج از سال 1384 آغاز شده است. ابتدا این قتلها در خود سالن و در مقابل چشمان سایر زندانیان صورت می گرفت. ولی بعد از آن هر وقت قصد داشتند که زن زندانی را به قتل برسانند از سالن 21 بند7 زنان زندان گوهردشت به سلولهای انفرادی منتقل می کنند و در آنجا با شیوۀ فجیعی به قتل می رسانند.علت مرگ را خودکشی و یا نرسیدن مواد مخدر در پرونده آنها ذکر می کنند.
یکی از زنان جوانی که به قتل رسیده مهناز اکبر تهرانی است.او به سلول انفرادی با دست بند و پا بند منتقل می شود و در آن سلول به دار آویخته می شود و بیش از 12 ساعت آویزان بوده است.
نام تعدادی از زنان زندانی که در قتلهای زنجیره ای بند7 زنان زندان گوهردشت به قتل رسیده اند به قرار زیر می باشد:1 . مهناز اکبر تهرانی تاریخ قتل سال 1388 / 2 .هدیه مویدی تاریخ قتل سال 1388 /3. شیرین ذوقی فتوت تاریخ قتل سال 1388 / 4 . کاترین صفا کرمانشاهی تاریخ قتل سال 1384 / 5-مینا ملکی تاریخ قتل سال 1384 / 6- فرشته رجب زاده تاریخ قتل سال 1384 / 7 – آرزو عبدی تاریخ قتل 1384/8- هانیه هادیان تاریخ قتل نامشخص / 9 – فرشته فامیل و تاریخ قتل متعاقبا اعلام خواهد شد
نام تعدادی از دستور دهندگان و مجریان قتل های زنجیره ای در زندان گوهردشت کرج به قرار زیر می باشد: رئیس بند 7 زنان زندان گوهردشت پاسداری به نام سیمین جلیلوند می باشد . قتلهای زنجیره ای توسط باندهای که تحت نظارت او عمل می کنند صورت می گیرد.رئیس بند زنان سیمین جلیلوند برای زهر چشم گرفتن از زندانیا زن بعد از هر قتل زنان معترض را به دفتر خود احضار می کند و به آنها گوشزد می کند که قربانی خودکشی نکرده بلکه ما او را کشتیم. دستور دهنده تعدادی از قتلهای زنجیره ای اولیه توسط رئیس قبلی بند بنام مریم خادم شریفی ( با نام مستعار مریم محمدی) صورت گرفته است.
علی حاج کاظم رئیس زندان، علی محمدی معاون زندان،رضا ترابی رئیس بازپرسی زندان ،خادم رئیس قبلی بند1 (به قزل حصار منتقل شده است) ،کرمانی و فرجی رئیس و معاون حفاظت و اطلاعات در قتلهای زنجیره ای زندان مستقیما نقش دارند.
شرایط بند زنان در تمامی زندانهای ایران قرون وسطائی و غیر انسانی است . فشارها و اذیت وآذارها علیه زنان زندانی چندین برابر فشارهایی است که بر علیه مردان زندانی وارد می شود.علاوه بر فشارهای غیر انسانی که بر آنها وارد می کنند همانند بردگان جنسی با آنها رفتار می کنند.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، جنایت فجیع قتلهای زنجیره ای در زندان گوهدشت کرج را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و گزارشگر ویژه زنان سازمان ملل و سایر سازمانهای مدافع حقوق زنان برای نجات جان زنان زندانی خواستار تشکیل یک هیئت تحقیق بین المللی است تا از زندانهای که زنان در آن زندانی هستند بازدید نمایند و به جنایتهای که بصورت مستمر و سیستماتیک علیه آنها بکار برده می شود رسیدگی کنند.

23 آبان 1388 برابر با 14 نوامبر 2009
گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر

پزشک بازداشتگاه کهریزک خودکشی کرد

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نوروز: دکتر رامین پورارزجانی، که دوران خدمت سربازی خود را به عنوان پزشک در بازداشتگاه کهریزک سپری می کرد در پی اتفاقاتی که بعد از آشکار شدن وقایع بازداشتگاه کهریزک به وقوع پیوست خودکشی کرده است.

این پزشک وظیفه و دانشجوی ممتازی که با رتبه دو رقمی در کنکور سرتاسری قبول شده بود اولین قربانی برگزاری دادگاهی غیرعلنی است که در پی حوادث این بازداشتگاه مورد سئوال و اتهام قرار گرفته بود.

درحالیکه متهمان اصلی ضرب و شتم وحشیانه زندانیان این بازداشتگاه متعلق به نیروی انتظامی تاکنون مورد سئوال قرار نگرفته اند و حتی قاضی مرتضوی با اعمال فشار بر نمایندگان مجلس ازقرائت گزارش کمیته حقیقت یاب مجلس هشتم جلوگیری می کند، رامین پورارزجانی، پزشک 26 ساله، متهم می شود که در ماجرای شهادت زندانیان کهریزک مرتکب قصور پزشکی شده است و تهدید می گردد که پروانه پزشکی اش لغو و برای 5 سال راهی زندان خواهد شد.

به دنبال آشکار شدن جنایات وحشیانه ای که در بازداشتگاه کهریزک صورت گرفت و حتی به "گوانتاناموی ایرانی" معروف شد، پرونده ای در دادگاه نظامی قضات برای دادستان پیشین تهران و جانشین فرمانده نیروی انتظامی که به صورت مستقیم مسئول حوادث مرتبط با این بازداشتگاه بودند تشکیل می شود و مقامات قضایی هم قول می دهند در سریع ترین زمان ممکن به این پرونده رسیدگی کنند. اما مطابق اکثر پرونده های مربوط به مقامات قضایی و نیروی انتظامی در تمام سال های اخیر نه تنها افراد فوق مورد سئوال و محاکمه قرار نمی گیرند بلکه با امدادهای غیبی اتهامات و متهمان دیگری برای این واقعه تراشیده می شود و پرونده به بیراهه می رود و قربانیان جدیدی برای این پرونده ها دست و پا می شود که آخرین نمونه آن هم یک پزشک وظیفه مسئول در بازداشتگاه کهریزک است.

پیش از این در جریان حوادث کوی دانشگاه و اتفاقاتی که کشور را برای یک هفته در بحران فرو برد یک سرباز نیروی انتظامی تنها به اتهام سرقت ریش تراش مورد مواخده قرار گرفت و تمام افراد مسئول که در گزارش شورای امنیت کشور هم به دخالت آنها در این بحران اشاره شده بود تبرئه شدند.

مشابه این اتفاق قرار بود برای متهمان پرونده قتل های زنجیره ای انجام شود اما اصرار محمد خاتمی بر کندن غده چرکین این وزارتخانه در نهایت منجر به دستگیری سعید امامی شد؛ هرچند او هم در زندان قوه قضائیه با آنچه که خودکشی با داروی نظافت خوانده شد، فرصت این را پیدا نکرد که همدستان خود را به صورت کامل معرفی کند.

در این بین هرچند خودکشی این پزشک و سرباز وظیفه نکته ابهام پرونده متهمان بازداشتگاه کهریزک است، اما نفس خودکشی کسی که درون زندان جنایات وحشیانه علیه زندانیان را به چشم خود دیده است و می تواند هرلحظه نسبت به معرفی عاملان جنایت با دلیل و مدرک اقدام کند، ابهام آمیز به نظر می رسد.

این سئوال جدی هم مطرح است در حالیکه افرادی مثل بهزاد نبوی به دلیل اخلال در ترافیک تهران از طریق شرکت در راه پیمایی به اقدام علیه امنیت کشور متهم می شوند و بیش از 5 ماه در زندان انفرادی قرار می گیرند و حتی در دادگاه ادعانامه های چندین صفحه ای علیه آنان قرار می شود، چطور ممکن است کسانی که مسئول مستقیم شهادت چندین جوان ایرانی هستند به آن اندازه اقتدار داشته باشند که نه تنها از قرائت گزارش کمیته حقیقت یاب مجلس جلوگیری کنند، بلکه خود را نیز از هر اتهامی مبرا بدانند و با اعمال نفوذ از انتشار گزارش های مربوط به رسیدگی به این پرونده نیز جلوگیری نمایند.

افکار عمومی از یاد نخواهد برد بازداشت شدگان سیاسی حوادث اخیر اکثراً یک یا دو روز بعد از انتخابات دستگیر شدند و تا روز برگزاری انتخابات تمام فعالیت های آنان از نظر دولت مستقر هم قانونی بوده است. آنگاه برای این افراد ظرف دو روز اتهامات چندین صفحه ای قرائت می شود و صدا و سیمای دولتی از بیان هر اتهامی علیه آنان دریغ ندارد؛ اما افرادی که مسئول شهادت جوانان کشورمان هستند می توانند پرونده ای را تا آن اندازه به بیراهه ببرند که در نهایت دادگاه مدعی شود دلیل کافی برای متهم کردن و اثبات مجرم بودن این افراد ندارد. رویه ای که طی سالیان اخیر بارها و بارها در دستگاه قضائی کشورمان تکرار شده است و به نظر نمی رسد که اراده ای مبنی بر این راه و روش غیرعادلانه، غیرقانونی و غیرمشروع وجود داشته باشد.

Dienstag, November 10, 2009

سیر صعودی اعدام در ایران

سایت جنبش راه سبز: مساله اعدام یکی از موارد جدی نقض حقوق بشر در ایران است و طی ماههای اخیر این روند سیر صعودی گرفته و نگرانی های سازمانهای حقوق بشر و مجامع داخلی را اقزایش داده است. پس از انتخابات 22 خرداد دستگاه قضایی برغم تغییر ریاست این قوه همچنان با اصرار بر روند سابق بازپرسی ها و اعترافات که تحت شرایط نامتعارف و زیر نظر دستگاههای اطلاعاتی و نظامی با شیوه های غیر انسانی برگزارمی شود، اقدام به صدور احکام سنگین زندان و اعدام برای متهمان کرده است. اتهامات وارده دارای مصادیق عینی نیست و این سوال اساسی همواره مطرح است که تفسیرهای کاملا شخصی ، محدود و غیر قابل قبول برای عامه چگونه می تواند منجر به صدور چنین احکام سنگینی شود.

به گفته سازمان عفو بین الملل پس از انتخابات ریاست جمهوری بیش از ۱۱۵ نفر در ایران اعدام شده اند که تعدادی از آنان نوجوانانی بودند که در زمان ارتکاب جرم به سن قانونی نرسیده بودند. در واقع صدور حکم اعدام برای نوجوانان به معنای سلب حق حيات از انسان‌هايي است كه هنوز به مرحله تشخيص خير و شر نرسيده‌اند و بي‌آنكه مقصر جرم مرتكب شده خود باشند از حق زندگي محروم مي‌شوند. حقوقدانان معتقدند احکام اعدام در ایران بسیار سلیقه ای می باشد و مبنای حقوقی ندارد.


گفتنی است صدور حکم اعدام برای 5 متهمی که در دادگاه های نمایشی معترضان به انتخابلت 22 خرداد مورد محاکمه قرار گرفتند، در شرایطی صورت گرفته که بنا به شواهد موجود ، هیچ یک از آنان در جریان انتخابات اخیر و اعتراضات مردمی پس از آن فعالیتی نداشته و همه از ماهها قبل بازداشت شده بودند.

در همین حال کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل نیز پس از صدور احکام اعدام برای چند تن از متهمان رویدادهای انتخابات از دادگاه های ایران خواست حکم اعدام صادر شده برای سه نفر در ارتباط با حوادث پس از انتخابات این کشور را مورد بازنگری قرار دهند. ناوی پیلای در بیانیه ای گفت: "همچنین نگرانی های جدی در مورد نحوه برگزاری محاکمه های اخیر فعالان مخالف (در ایران) وجود دارد، و من امیدوارم که این قضاوت ها در دادگاه های عالی تر با دقت مورد بازنگری قرار گیرد."وی اشاره کرد که براساس قوانین بین المللی که ایران از امضاکنندگان آن است، اعمال مجازات اعدام تنها به شرط وقوع جرایم جدی و پس از محاکمه های عادلانه مصداق پیدا می کند.


از سوی دیگر سازمان ديده بان حقوق بشر با انتشار بيانيه اى از قوۀ قضاييه ايران خواست تا احكامى را كه توسط دادگاه انقلاب تهران از پايان ماه سپتامبر تا كنون، عليه معترضان نتايج انتخابات خرداد ماه صادر شده، بى درنگ لغو كند. ديده بان حقوق بشر مى گويد: " احكام صادره از سوى دادگاه انقلاب تهران، نتيجۀ دادرسى هاى ناعادلانه اى است كه در آنها متهمان از داشتن وكيل اختيارى محروم بوده اند و مقام هاى قضايى جمهورى اسلامى، به طور مكرر درخواست زندانيان، براى دسترسى به وكيل انتخابى را رد كرده اند."

در کمتر از ١٥٠ روز در ایران ١٠٠ روزنامه‌نگار بازداشت شده‌اند

گزارشگران بدون مرز بار دیگر نگرانی خود را از وضعیت آزادی مطبوعات و روزنامه‌نگاران بازداشت شده در ایران اعلام می‌کند. فرهاد پولادی گزارشگر خبرگزاری فرانسه، نفیسه زارع کهن همکار بسیاری از روزنامه‌های اصلاح‌طلب روز گذشته در پی تظاهرات‌های خیابانی سی‌امین سالگرد اشغال سفارت امریکا در تهران بازداشت شدند. یکروز پیش از آن حسن اسدی زیدآبادی فعال حقوق بشر و وبلاگ نویس بازداشت شده بود. در کمتر از ١٥٠ روز پس از آغاز اعتراضات خیابانی به انتخاب مجدد محمود احمدی نژاد در انتخابات ٢٢ خرداد ماه، دست‌کم ١٠٠ روزنامه‌نگار و وب‌نگاردر ایران بازداشت شده اند که ٢٣ تن از انها همچنان در زندان بسر می برند. در ایران هم اکنون ٣٢ نفر از حرفه‌کاران رسانه‌ها زندانی هستند.

گزارشگران بدون مرز در این باره اعلام می‌کند : " بازداشت های غیر قانونی و ربودن روزنامه‌نگاران در ایران ادامه دارد. در کمتر از ١٥٠ روز پس از آغاز اعتراضات خیابانی به انتخاب مجدد محمود احمدی نژاد در انتخابات ٢٢ خرداد ماه، دست‌کم ١٠٠ روزنامه‌نگار و وب‌نگاردر ایران بازداشت شده اند. بیش از ٥٠ روزنامه نگار مجبور به ترک کشور شده اند. روزنامه نگارانی که در کشور مانده‌اند به شکل مداوم مورد تهدید و پیگرد قضایی قرار دارند. برخی از روزنامه‌نگاران محاکمه شده در " دادگاهای استالینی" به احکام سنگین محکوم شده‌اند و از حق تجدیدنظر خواهی نیز محروم هستند. این وضعیت غیر قابل تحمل است جامعه جهانی باید کمک روزنامه نگاران ایران بشتابد."

١٣ آبان فرهاد پولادی گزارشگر آژانس فرانس پرس در تهران از سوی ماموران اطلاعاتی بازداشت و به محل نامعلومی منتقل شده است. خبرگزاری فرانسه از نادر خبرگزاری‌های فعال در ایران است. فرانس پرس اعلام کرده است که روز گذشته برای تهیه گزارش از تظاهرات مجوز داشته است. " نيروهای امنيتی جمهوری اسلامی فرهاد پولادی را هنگامی که بر ترک يک موتور سوار بود متوقف کرده‌اند. به گفته راننده موتور، نيروهای امنيتی پس از ضبط موبايل فرهاد پولادی وی را با خود برده‌اند." از تاریخ ١٦ خرداد ماه وزارت ارشاد طی نامه‌ای " تهیه گزارشات از تظاهرات های غیر قانونی" را برای خبرگزاری های خارجی" ممنوع اعلام کرده است. محل نگاهداری و دلیل بازداشت این روزنامه‌نگار نامعلوم است.

در همین روز نفیسه زارع کهن همکار بسیاری از روزنامه‌های اصلاح‌طلب و وبلاگ نویس روزمره‌گی‌ها به همراه همسرش حجت شریفی یکی از فعالان دانشجویی بازداشت و به محل نامعلومی منتقل شده است.

یک روز پیش از تظاهرات ١٣ ابان تعدادی دیگر از فعلان مدنی و روزنامه نگاران دستگیر شدند از جمله حسن اسدی زیدآبادی فعال حقوق بشر و وبلاگ نویس آوازنو از سوی ماموران امنیتی بازداشت شده بود.

گزارشگران بدون مرز همچنین از بازداشت نگار سایه روزنامه نگار مستقل و همکار بسیاری از رسانه های آنلاین در اوائل ابان ماه مطلع شده است. همسر این روزنامه نگار پیش از این در مراسم دعای کميل که قرار بود برای آزادی سيدشهاب الدين طباطبايی عضو زندانی شورای مرکزی جبهه مشارکت برگزار شود، دستگیر شده بود. هادی حیدری کاریکاتوریست ایرانی و همکار بسیاری از روزنامه های ایران نیز از جمله بازداشت شدگان این مراسم بود که همچنان در زندان اوین بسر می برد.

Montag, November 02, 2009

١١ آبان

هنگامه شهیدی آزاد شد اما گرفتاری فریبا پژوه ادامه دارد

هنگامه شهیدی در تاریخ ١٠ آبان با سپردن ٩٠ میلیون تومان وثیقه آزاد شد. اولین جلسه دادگاه این روزنامه نگار که در پی اعتصاب غذای یک هفته ای خود در روز شنبه ٩ آبان در بهداری زندان اوین بستری شده بود، در شعبه ٢٦ دادگاه انقلاب تهران برگزارشد و بنا بر تصمیم دادگاه هنگامه شهیدی در انتظار پایان محاکمه خود بطور موقت آزاد شد.

اما فریبا يژوه همچنان در بند ٢٠٩ زندان اوین زندانی است. بنا بر گفته های خانواده اش که توانستند وی را در تاریخ یکشنبه ١٠ آبان ملاقات کنند، این روزنامه نگار که به شدت بیمار است به اعتصاب غذای خود پایان داده است. بعد از این ملاقات نگرانی خانواده بیشتر شده است. یکی از نزدیکان وی به گزارشگران بدون مرز گفته است " وی بشدت ضعیف شده بود و دیگر تحمل شرایط زندان را ندارد. "


١٠ آبان

جان دو روزنامه نگار زن زندانی در خطر است

گزارشگران بدون مرز نگران خطری است که جان دو روزنامه‌نگار زندانی را تهدید می‌کند. هنگامه شهیدی و فریبا پژوه از هقته گذشته در اعتصاب غذا بسر می‌برند. بنا بر گفته خانواده و وکلای آنها هر دو زنداني " شديدا ضعيف شده اند و مدت زيادی در اين وضعيت دوام نخواهند آورد." هنگامه شهیدی در تاریخ ٩ آبان به درمانگاه زندان اوین منتقل شده است.

گزارشگران بدون مرز در اين باره اعلام می‌کند : " ما حجت‌الاسلام صادق لاریجانی رئيس دستگاه قضا یی جمهوری اسلامي را مسئول سلامت اين دو روزنامه نگار زنداني و عواقب ناشي از شرايط اسفبار بازداشت کنوني آنها می‌دانيم. آنها پس از نگاهداری در سلول های انفرادی از ابتدايي ترين حقوق خود از جمله ملاقات با خانواده و وکلای خود محروم شده‌اند. در ایران روزنامه نگاران جز با به‌خطر انداختن زندگی خود راه دیگری برای مقابله با بی‌عدالتی ندارند. "

هنگامه شهیدی روزنامه نگار و مدیر وبلاگ پی نوشت در تاریخ ٩ تیرماه بازداشت و بیش از پنجاه روز در سلول‌های انفرادی بند امنیتی ٢٠٩ زندانی و تحت فشار بود. علیرغم درخواست تبدیل قرار بازداشت و سپردن وثیقه برای آزادی او اما همچنان با دستور دادستان تهران در زندان نگاهداری می‌شود. این روزنامه نگار از تاریخ ٣ آبان ماه به خانواده خود خبر داده است که از خوردن غذا و داروهای خود خوداری کرده است. هنگامه شهیدی از بیماری قلبی و افسردگی شدید در اثر بازداشت خود رنج می‌برد.

فریبا پژوه روزنامه‌نگار بسیاری از رسانه های داخلی، همکار رسانه‌های بین‌المللی و مدیر وبلاگ پس از باران در تاریخ ٣١ مرداد ماه در منزلش بازداشت. این روزنامه نگار پس از چهل و ینج روز تحمل انفرادی در سلول های ٢٠٩ زندان اوین به بند عمومی منتقل شد. وی نیز در اعتراض به شرایط بازداشت و بازجویی خود از دوشنبه ٤ آبان دست به اعتصاب غذا زده است. با آنکه اتهامات این روزنامه نگار هنوز رسما از سوی مسئولان قضایی اعلام نشده اما قرار بازداشت فریبا پژوه برای سومین بار تمدید شده است. نعمت احمدی یکی از وکلای این روزنامه‌نگار پیش از این به گزارشگران بدون مرز از عدم همکاری مقامات قضایی برای امضا وکالت نامه و دیدار با موکلش گلایه کرده بود. فریبا پژوه از زخم معده رنج می برد.

گزارشگران بدون مرز ياد آور مي شود که ايران با ٣٠ روزنامه نگار و وب‌نگار زندانی بزرگترین زندان خاورمیانه برای روزنامه نگاران است. ایران همچنین در رده بندی آزادی مطبوعات در کشورهای جهان از میان١٧٥ کشور در رده ١٧٢ قرار دارد.

ـ4 سال حبس به جرم آموزش به کودکان محروم

گزارش تفصیلی از وضعیت سه زندانی بهایی شیراز


هاله روحی ٢٩ ساله؛ رها ثابت ٣٣ ساله؛ و ساسان تقوا ٣٢ ساله پس از گذشت قریب به دو سال همچنان در زندان اطلاعات شیراز (معروف به پلاک 100 ) به سر می برند. از آنجا که مکان نگهداری این افراد زندان عمومی شهر نیست، آنها در طول این مدت از حقوق اولیه ی زندانیان نظیر معاشرت با افراد دیگر، هواخوری کافی، استفاده منظم از تلفن و مرخصی قانونی محروم بوده اند.
****

«بازداشت در حین انجام خدمات انسان دوستانه»

کمیته ی گزارشگران حقوق بشر - اردیبهشت ماه سال 85 تعدادی از جوانان حین انجام خدمات اجتماعی و انسان دوستانه در چارچوب یک برنامه سواد آموزی که توسط یونیسف حمایت میشد،به تدریس کودکان بی بضاعت و بعضا خیابانی مناطق محروم شیراز می پرداختند ، ایشان که حدود 54 نفرشان بهایی بودند، هنگامی که در محله های مختلف به خدمت مشغول بودند به طور همزمان بازداشت می شوند. افراد غیر بهایی شب اول آزاد می شوند اما 54 بهایی 6 روز را در بازداشت و در وضعیتی نامناسب می گذرانند و سه نفر از ایشان به نام های ساسان تقوی، رها ثابت و هاله روحی به مدت 1 ماه در بازداشت موقت نگه داشته می شوند.

«تشکیل دادگاه»

مدتی بعد دادگاه آنها که از معیارهای یک دادگاه صالح به دور بود تشکیل می شود و 51 نفر آنها با وجود داشتن مجوز فعالیت از سوی شورای اسلامی شهر شیراز به اتهام های: عضویت در گروهک غیر قانونی و تبلیغ به نفع گروههای مخالف نظام اسلامی محاکمه می شوند. همچنین علیرغم دفاعیه ی این گروه مبنی بر عدم وجود سر گروه، آقای ساسان تقوی و خانم ها رها ثابت سروستانی و هاله روحی جهرمی به تشکیل و اداره دستجات و گروههای غیر قانونی نیز متهم می شوند.

حکم دادگاه برای این سه نفر به صورت چهار سال حبس تعزیری که از آبان سال 86 شروع شده و برای 51 نفر باقیمانده ، یک سال حبس تعلیقی مشروط به شرکت در کلاس هایی تحت عنوان "تبلیغات اسلامی" به مدت سه سال صادر گردید که از اسفند سال 86 شروع شده است. عدم شرکت در این کلاس ها برابر با اجرای حکم زندان یاد شده می باشد. شایان ذکر است این کلاس ها بنا به دستور دادستان استان تنها می بایست شامل مباحث اسلامی از جمله معاد، نبوت و توحید باشد و به هیچ وجه نباید به اعتقادات کسی توهین شود، در صورتی که متاسفانه این افراد هر جلسه با انواع توهین به اعتقادات رو به رو هستند.

«افشای سند بی گناهی»

سال گذشته و در حالی که سه تن از بازداشتیان ماه دهم بازداشت خود را می گذراندند سندی منتشر شد که حکم به آزادی این سه تن و بی گناهی گروه 54 نفره ایشان می داد. طبق سند یاد شده که گزارشی بر اساس تحقیقات "ولی رستمی" بازرس و مشاور حقوقی دفتر امام جمعه و نماینده ی ولی فقیه در شیراز بود ؛ توقف احکام صادره لازم الاجرا می نمود. در قسمتی از این نامه که نقل قول یکی از ساکنین و معتمدین محله ی مهدی آباد است، می خوانیم: " این افراد از آغاز فعالیت تا کنون با هدف خیر اندیشی و خدمت انساندوستانه به نوجوانان و جوانان هفته ای یک مرتبه کلاس داشتند و بیشتر کلاسها جنبه نقاشی و آموزش خط و بهداشتی و اخلاقی داشت و هیچگونه اظهار نظری در خصوص مسایل دینی و سیاسی نداشتند و هیچ وقت از بهائیت نه اسمی و نه عنوانی مطرح نکردند از نحوه آموزش و حضور در بین نوجوانان و جوانان این محله اظهار رضایت می کردند و معتقد بودند از زمان حضور این افراد در محله مهدی آباد روش آداب و معاشرت و اخلاق اجتماعی جوانان تغییر مثبت داشته بگونه ای که باعث دلگرمی خانواده ها و امیدواری نسبت به آینده فرزندان از نظر تربیتی گردیده بودند. "

با وجود اینکه حتی تبلیغ دیانت بهایی بنا بر ماده ی 19 اعلامیه ی جهانی حقوق بشر نمی تواند جرم محسوب شود این سند مشخص می کرد که فعالیت ایشان کاملا انسان دوستانه بوده و جنبه ی تبلیغی نداشته است.

«آخرین وضعیت»

هاله روحی ٢٩ ساله؛ رها ثابت ٣٣ ساله؛ و ساسان تقوا ٣٢ ساله پس از گذشت قریب به دو سال همچنان در زندان اطلاعات شیراز (معروف به پلاک 100 ) به سر می برند. از آنجا که مکان نگهداری این افراد زندان عمومی شهر نیست، آنها در طول این مدت از حقوق اولیه ی زندانیان نظیر معاشرت با افراد دیگر، هواخوری کافی، استفاده منظم از تلفن و مرخصی قانونی محروم بوده اند. در حالی که درخواست برائت سه زندانی بهایی در شیراز در اسفند ماه سال گذشته به دادگستری ارسال شده، هنوز هیچ گونه پاسخی در این خصوص به خانواده های این زندانیان داده نشده است.

گفتنی است ساسان تقوا که از ابتدای بازداشت به علت تصادف شدید از سلامت جسمانی مناسبی برخوردار نبوده ، در روز 11 مرداد تحت عمل جراحی روی پایشان قرار گرفته و پس از حدود یک ماه مرخصی استعلاجی که به صورت توقف حکم انجام گرفت ، به زندان بازگردانده شد. وی هم اکنون از درد شدید پا رنج می برد و تمام مدت زندان خود را به صورت انفرادی گذرانده است.

Montag, Oktober 26, 2009


قرار ما 13 آبان در سرتاسر ایران، اطلاع رسانی کنید


شماری از فعالین داخل کشور

ــ ۱۳ آبان دیگری در راه است که باید در تاریخ ایران زمین جاودانه شود.۱۳ آبان ۱۳۸۸ روز سبز ما ایرانیان خواهد بود روزی که همه با هم به خیابان ها می آییم و ندای حق طلبی و آزادی خواهی مردم شریف ایران را فریاد خواهیم زد. دنیا منتظر هنرنمایی فرزندان این آب و خاک است. ۱۳ آبان ۱۳۸۸ نیز همانند روز ایران (قدس سابق) در شکل دادن به انقلاب ایران و شکل گیری جمهوری ایرانی نقشی به سزا خواهد داشت. از همه هم میهنان خواستاریم که به خیل مبارزان راه آزادی و سربلندی ایران بشتابند.

،هم میهنان

ـــــــــــــــ

سرزمین اهورایی مان ایران چشم به ما دوخته است. ۱۳ آبان همه با هم و دست در دست یکدیگر برگ زرین دیگری از تاریخ کشورمان را رقم خواهیم زد. تن ضحاک و پایه های این رژیم فاسد را به لرزه در خواهیم آورد. با در دست داشتن نمادهای سبز و سر دادن شعار علیه دولت کودتا تجمعی میلیونی را شکل خواهیم داد. فراموش نکنیم که ما بیشماریم و امیدوار، پس از ضحاک و حامیانش نترسیم همانطوری که در روز ایران (قدس سابق) نترسیدیم. از همین حالا باید شروع به برنامه ریزی برای آن روز بزرگ کنیم روزی که در تاریخ کشورمان جاودان خواهد شد. فراموش نکنیم که فردا باید پاسخگوی فرزندانمان باشیم. اگر از ما پرسیدند که با ضحاک چه کردید؟ چه پاسخ خواهیم داد؟

:شعارهای روز ۱۳ آبان

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

استقلال-آزادی-جمهوری ایرانی

کارگر-معلم-دانشجو- پیوندتان مبارک

مرگ بر دیکتاتور

راه حل این بحران-رفراندوم این نظام

زندانی سیاسی-آزاد باید گردد

وقتی که با هم هستیم/از چی باید بترسیم

وقتی که با هم هستیم/از چی می خواهیم بترسیم

شکنجه، تجاوز دیگر اثر ندارد


اعتراف شکنجه دیگر اثر ندارد


می میرم می میرم ایران رو پس می گیرم

Sonntag, Oktober 25, 2009

مردم معترض در مصلا حبس شدند ودوربین هایشان ضبط شد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
:آژانس ايران خبر
شعار "مرگ بر روسیه"و"مرگ بردیکتاتور" بازهم در فضای اعتراضی مردم ایران علیه حکومت طنین انداز شد.در جریان اعتراض های مردمی صورت گرفته در نمایشگاه مطبوعات که عصر جمعه واز ساعت 15 تا 17 در جریان بود مردم معترض شعارهای تندی علیه حکومت وسران دولت کودتا سر دادند.گروه زیادی از مردم معترض پایتخت با حضور در نمایشگاه مطبوعات این بار هم یک فضای رسمی عمومی را به فضایی ضد حکومتی تبدیل کردند.مشاهدات خبرنگار آژانس ايران خبر حاکی از این است که چندین هزار از مردم و جوانان معترض عصر روز جمعه, مصلای تهران راتبدیل به صحنه ی اعتراض عمومی خود کردندوشعارهای تند حکومتی علیه سران نظام سر دادند وسیاست خارجی حكومت رابا شعار مرگ برروسیه تقبیح نمودند.این در حالی است که گروهی از بسیجی های وابسته به حکومت با پرتاب کفش سعی داشتند حرکت هايی مانند منتظرالزیدی را تقلید کنند.اما شواهد نشان می دهد که بسیاری ازکفش های پرتاب شده توسط بسیجی هاومسئولین خبرگزاری ها,سایت ها وروزنامه های دولتی کفش هایی بود که قبلا در غرفه های مزبور جاسازی شده بود.درواقع سران کودتا وسرکوب تلاش داشتند با راه انداختن چنین مناظری تبلیغ کنند که معترضین وابستگان آمریکا هستند که مردم با پرتاب کفش به سراغ آنها رفته اند.اماجمعیت معترض با به هم پیوستگی ودر صفوف فشرده برای حدود 2 ساعت مصلای تهران را به محل عمومی اعتراضی خود تبدیل کردند.به طوری که حراست ومسئولین خبرگزاری های وابسته مجبور شدند از نیروهای امنیتی ونظامی درخواست کمک کنند.مردم معترض تنها با نزدیک شدن زمان ورود گارد ویژه ونیروهای سپاهی سرکوب گرمتفرق شدند اما فضای اعتراض خود را به خیابان ها وایستگاه های مترو بهشتی ومصلا نیز سرایت دادند.این تدبیر مردم معترض در جهت عدم دستگیری ورهایی از خطر بازداشت صورت گرفت.از طرفی اعتراض در نمایشگاه مطبوعات به حدی گسترده بود که تمام سایت ها وخبرگزرای ها مجبور شدند آن را پوشش خبری دهند.در واقع اعتراض جلوی غرفه های رسانه ها یکی از مهمترین جریان های اعتراضی چند ماهه اخیر در ایران بود زیرا رسانه های وابسته را نیز مجبور کرد که صحنه های با شکوه این اعتراض گسترده را انعکاس دهند.با حضور نیروهای امنیتی وگارد ویژه از خروج برخی از مردم از نمایشگاه ممانعت به عمل آمد, با توجه به فضای بسته ی مصلا و خروجی های مشخص کار بازرسی از مردم به ویژه موبایل ها ودوربین های آنها جریان گرفت وتعداد زیادي از گوشی های دوربین دار ودوربین های مردم بازدید کننده ضبط یا حافظه ی این گوشی ها ودوربین ها پاکسازی یا ضبط گردید.

Freitag, Oktober 23, 2009


نگرانی نسبت به طرح جدید مجلس؛ صدور حکم اعدام برای وبلاگ نویسی

رادیو دویچه وله: وبلاگ‌نویسی و مجازات اعدام!گزارشگران بدون مرز در اطلاعیه‌ای، مجازات اعدام برای تخلفات اینترنتی را نگران کننده و ترسناک خوانده است. سخن از طرحی است که روز ۱۲ تیرماه در جلسه علنی مجلس به تصویب رسید. این لایحه، برای تاسیس و دایر کردن وبلاگ و سایت‌های مروج فساد و فحشا و الحاد، مجازات اعدام را پیشنهاد می‌کند.
رضا معینی، همکار بخش فارسی گزارشگران بدون مرز در گفتگو با دویچه‌وله، این طرح را تلاش دیگری برای تحدید هرچه بیشتر آزادی بیان در ایران می‌داند.
دویچه وله: اطلاعاتی از داخل کشور و وبلاگ‌نویس‌ها دارید که خودشان این طرح را چگونه ارزیابی می‌کنند؟
رضا معینی: واقعیت این است که جو رعب و وحشت به راه افتاده است. در روزهای گذشته مباحثی در این زمینه شده اما چون متاسفانه اطلاع‌رسانی در ایران همیشه با محدودیت همراه بوده، این بحث آنچنان که باید مورد توجه قرار نگرفته است.
منظور من این بود که شما به دلیل حرفه‌ خود، احیانا از وبلاگ‌نویس‌ها تحلیل یا شکایتی شنیده‌اید؟
بله! در این طرح قانونی که هنوز تصویب نشده، مشخص نیست دایر کردن وبلاگ و وبسایت مروج فساد و الحاد چه معنا دارد و این وحشت را برخی وبلاگ نویس‌ها با ما در میان گذاشته‌اند.
بحث واقعا جدی گرفته شده؟
بله، چون در مجلس شورای اسلامی مطرح شده! اطلاعیه ما هم برای این است که اگر کسانی فکر می‌کنند جدی نیست، آن را جدی بگیرند. مسئله این است که یکسری مفاهیم قابل تعمیم در قوانین جمهوری اسلامی همیشه بوده است. اما این قانون، سایر قوانین را زیر پا گذاشته است. از یک طرف تعاریف را مبهم‌تر و از طرف دیگر، مجازات‌ها را شدیدتر کرده است. ما نگرانیم که فردا به دلایل مختلف، روزنامه‌نگاران و وبلاگ‌نویسان را متهم به محاربه و ارتداد کرده و سپس با اتکاء به این قانون، آنها را اعدام کنند.
معمولا نویسندگان وبلاگ‌هایی که مطالب سیاسی‌تر و تندتر می‌نویسند، نام مستعار دارند و هویت خود را فاش نمی‌کنند. در مورد وبلاگ یا وبسایت‌های به اصطلاح فاسد هم، به نظر می‌رسد همینطور باشد. اینجا یک پارادوکس وجود دارد. چگونه می‌‌‌خواهند افراد را شناسایی کنند؟
تاکنون اکثر وبلاگ نویسانی که دستگیر شده‌اند، کسانی بوده‌اند که با اسم و مشخصات واقعی می‌نوشته‌اند. برخی را هم که نام مستعار داشته‌اند، وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی توانسته با توجه به امکانات خاص خود، شناسایی کند. ما پرونده‌هایی در این زمینه داشته‌ایم. در ضمن ما در تالارهای گفت‌وگوی اینترنتی هم مواردی داشتیم که تشویق به جرم شده. مثلا در این تالارها، ماموران وزارت اطلاعات صحبت کرده‌ و برخی را ترغیب کرده‌اند تا حرفهایی بزنند. بعد همین صحبت‌ها را به عنوان مدرک جرم علیه آنها مورد استفاده قرار داده‌اند. بحث بر سر مقابله با تخلفات اینترنتی نیست که ما نیز به آن معتقدیم. بحث بر سر بهانه‌هایی است که اینگونه قوانین با تعاریف مبهم، ایجاد می‌کنند. ما از تخلف در اینترنت دفاع نمی‌کنیم. سازمان گزارشگران بدون مرز خواستار این است که به دشمنان آزادی بیان در اینترنت اجازه داده نشود که آزادی این فضا را مورد تهدید قرار دهند.
با بسته شدن نشریات و محدودیت هرچه بیشتر برای رسانه‌ها در ایران، وبلاگ نویسی حالت یک رسانه جایگزین را پیدا کرده. آیا این نیز تلاشی است برای محدود کردن چنین آلترناتیوی؟
دقیقا ما همین را می‌گوییم. از زمان به قدرت رسیدن آقای احمدی‌نژاد، هر روز عرصه آزادی بیان تنگ‌‌تر شده. بسیاری رو به اینترنت آورده‌اند و حال، این عرصه را هم می‌خواهند بگیرند. ما در ایران قانونی در رابطه با ایتنرنت نداریم. این قانون که اینک در مجلس به عنوان قانون رسانه‌ها در حال بررسی است، ابهامات بسیاری دارد. تعمیم قانون مطبوعات به عرصه اینترنت نگران کننده است.
بی بی سی: نگرانی گزارشگران بدون مرز از طرح جدید اعدام
سازمان گزارشگران بدون مرز با انتشار بیانیه ای از تصویب یک فوریت طرح امنیت روانی توسط مجلس ایران ابراز نگرانی کرد.
این سازمان در بیانیه خود درنظر گرفتن مجازات اعدام برای کسانی که در تاسیس و دایر کردن وبلاگ و سایت مروج فسا و فحشاء و الحاد مجرم شناخته می شوند را بسیار مهم دانسته است و طرح مجلس ایران در این زمینه را ترسناک خوانده است.
گزارشگران بدون مرز در بیانیه خود آورده است: تصویب چنین قانونی بر پایه تعاریف و مفاهیمی مبهم، دادن اختیارات به قضات برای تفسیر، تبعات فاجعه باری برای آزادی آن‌لاین خواهد داشت.
در این قانون که یک فوریت آن در روز چهارشنبه هفته گذشته (۱۲ تیر، ۲ ژوئیه) با ۱۸۰ رای موافق، ۲۹ رای مخالف و ۱۰ رای ممتنع به تصویب مجلس ایران رسید، افرادی که مجرم به اخلال در امنیت روانی از طریق اینترنت شناخته شوند، مشمول مجازاتی در حد محارب و مفسد فی الارض شناخته خواهند شد و این مجازات قابل تخفیف، تبدیل و تعلیق نیست.
بر اساس ماده‌ ‌۱۹۰ قانون مجازات اسلامی، مجازات مفسد فی‌الارض و محارب از جمله اعدام است و تعیین نوع مجازات نیز در اختیار قاضی قرار دارد.
بیانیه سازمان گزارشگران بدون مرز در شرایطی منتشر می شود که پس از تصویب یک فوریت طرح در مجلس، علی کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان نیز از این طرح با عبارت در مجموع مثبت استقبال کرده است.
موافقان و مخالفان
پیش از رای گیری در مجلس برای تصویب یک فوریت طرح طرح تشدید مجازات اخلال در امنیت روانی جامعه، علی لاریجانی رئیس مجلس با استناد به اخبار منتشر شده در صفحات حوادث روزنامه ها از آن دفاع کرده بود و روح الله حسینیان، دیگر مدافع این طرح هم با عنوان کردن اینکه در این طرح جرائم خاصی که امنیت اجتماعی را برهم می زنند لحاظ شده آن را نیاز فوری جامعه دانسته بود.
اما از سوی دیگر برخی نمایندگان در مقام مخالف انتقاد کرده بودند که برای برخی موارد مطرح شده در این طرح در حال حاضر قانون وجود دارد.
هدف طرح مجازات اخلال گران امنیت روانی، به جز مقابله با دایر کردن سایتهای اینترنتی مروج فساد، رویارویی با راهزنی و سرقت مسلحانه، تجاوز به عنف، تشکیل باندهای فساد و فحشاء، قاچاق انسان به منور استفاده جنسی، شرارت، و آدم ربایی به قصد تجاوز و یا اخاذی عنوان شده است.
برخی کارشناسان انتقاد می کنند که در متن این قانون مصداق بارز مواردی چون ترویج فساد یا شرارت مشخص نشده است.
این موضوع در مورد مطالب منتشر شده در وبلاگ یا وب سایت، به قاضی امکان می دهد که به تشخیص شخصی مطلبی را مروج فساد، یا رفتاری را، بدون آنکه قانون صریحی درباره آن وجود داشته باشد، شرارت تلقی کرده و آن را مورد اشد مجازات قرار دهد.
این مسئله پیشتر هم از سوی برخی نهادهای بین المللی مطرح شده بود.
از جمله سازمان دیده بان حقوق بشر در اواسط دی ماه سال گذشته خورشیدی (اوایل سال میلادی جاری) دولت ایران را متهم کرده بود که با استفاده از قوانین مبهم هر نوع فعالیت مسالمت آمیزی که از نگاه آنها منتقد سیاستهایشان است سرکوب کنند.

Mittwoch, Oktober 21, 2009

رده بندی جهانی آزادی مطبوعات ٢٠٠٩

گزارشگران بدون مرز ٢٨ مهر – میزان ١٣٨٨ هشتمین رده‌بندی جهاني آزادی مطبوعات را منتشر کرد. اثر بخشی اوباما در ایالات متحده امریکا که رو به رشد است، درحالی که اروپا سیر نزولی طی می کند اسرائیل در سقوط آزاد وایران پشت دروازه سه کشور جهنمی برای ازادی مطبوعات
در رده های پائین جدول ما به ویژه نگران وضعیت ایران هستیم این کشور بشکلی خطرناک در سقوط خود به سه کشور جهمنی برای آزادی مطبوعات ترکمنستان، کره شمالی و اریتره که سال هاست آخرین رده جدول را به خود اختصاص داده اند، نزدیک شده است خبرنگاران در افغانستان با خشونت ها و تهدید به مرگ‌ از سوی طالبان رو در روی هستند. اما متاسفانه ففط طالبان نیستند که ازادی مطبوعات را در این کشور تهدید می کنند، دستگری های خودسرانه قوای دولتی نیز ادامه دارند


رده بندی جهانی آزادی مطبوعات در جهان همچون هفت سال گذشته از سوی گزارشگران بدون مرز با همکاری صدها تن از روزنامه نگار و کارشناسان رسانه‌ها تهیه شده، انتشار می یابد. جدول رده‌بندی جهاني آزادی مطبوعات محدوده زمانی از ١٠ شهریور- سنبله ١٣٨٧ (اول سپتامبر ٢٠٠٨ ) تا ١٠ شهریور- سنبله ١٣٨٨ (اول سپتامبر ٢٠٠٩ )را در بر می‌گیرد.
ژان فرانسوا ژولیارد دبیر اول گزارشگران بدون مرز نیز در این باره اعلام کرد " در همه ی جای جهان باید با همان قدرت و انتظاری یکسان از آزادی مطبوعات دفاع کرد. نگران کننده است که هر سال شاهد سقوط جایگاه دمکراسی های غربی و کشورهای چون فرانسه، ایتالیا و یا اسلواکی در رده بندی باشیم. اروپا باید تلاش کند الگوی برای آزادی‌های سیاسی باشد. اگر خود قابل سرزنش باشیم چگونه می توانیم نقض حقوق بشر را در جهان محکوم کنیم. اثر بخشی اوباما به ایالات متحده امریکا اجازه داد که ٢٠ رده صعود کند اما برای اطمینان بخشی تنها این صعود کافی نیست. در رده های پائین جدول ما به ویژه نگران وضعیت ایران هستیم این کشور بشکلی خطرناک در سقوط خود به سه کشور جهمنی برای آزادی مطبوعات ترکمنستان، کره شمالی و اریتره که سال هاست آخرین رده جدول را به خود اختصاص داده اند، نزدیک شده است. "
پایان نمونه اروپا؟
کشورهای اروپایی مدت ها الگوهایی برای رعایت آزادی مطبوعات به حساب می امدند. اما امسال بسیاری از کشور اروپایی در هشتمین رده بندی به وضوح عقب نشسته اند. با آنکه ١٣ رده‌ی اول جدول را کشورهای اروپایی اشغال کرده‌اند. دیگر کشورهایی چون فرانسه ( رده ٤٣) اسلواکی (رده ٤٤) یا ایتالیا (رده ٤٩) به سقوط در جدول ادامه می دهند و هر کدام امسال به ترتیب هشت، سی و هفت و پنج رده از دست داده اند. و دمکراسی های جوان آفریقایی مثل مالی، افریقای جنوبی و غنا و یا امریکای لاتینی مثل اروگوئه و یا ترینداد و توباگو از آنها جلو افتاده اند.
در ایتالیا و اسپانیا (رده ٤٤) و یا در کشورهای بالکان روزنامه نگاران قربانی تعرض فیزیکی می شوند در کوراسی ( رده ٧٨) در تاریخ ٢٣ اکتبر ٢٠٠٨ مالک و مدیر هفته نامه ناسیونال در یک سوقصد به وسیله بمب گذاری کشته شدند.
اما تهدید اصلی که در دراز مدت خطری جدی به شمار می آید تصویب و به اجرا گذاشتن قوانین جدید است. اینگونه از سپتامبر ٢٠٠٨ قوانین بسیاری به اجرا گذاشته شده است که در برابر کار روزنامه نگاران مانع ایجاد می کند. بعنوان مثال اسلواکی (رده ٤٤) با یکی از این قوانین امکان خطرناک "حق پاسخگویی خودکار" را که افزایش دهند قدرت وزیر فرهنگ است به اجرا گذاشته است.
اسرائیل : عملیات سرب مذاب با رسانه‌ها
عملیات نظامی سرب مذاب اسرائیل در نوار غزه تاثیرات مخربی بر مطبوعات اسرائیل داشت. این کشور چهل و هشت رده از دست داد و به رده ٩٣ سقوط کرد. و این امر اسرائیل از کشور پیشتاز خاورمیانه در عرصه آزادی مطبوعات به رده های پس از کویت (رده ٦٠) و امارات متحده عربی (رده ٨٦) قرار داده است.
اسرائیل در داخل مرزهای خود نیز همان روش‌های را که در بیرون از مرزهای بکار می گرفت به اجرا گذاشته است. اینگونه گزارشگران بدون مرز در سال گذشته پنج مورد دستگیری که در مواردی کاملا غیر قانونی بودند و سه مورد زندانی کردن بازشماری کرده است. سانسور نظامی ( در زمان جنگ) به اجرا گذاشته شده برای همه رسانه ها تهدیدی جدی برای حرفه روزنامه نگاری است.
در خارج از مرزهای سرزمینی اسرائیل در رده ١٥٠ قرار گرفته است. بیلان جنگ اسرائیل سنگین است. بیش از بیست خبرنگار که به پوشش خبری در نوار غزه اشتغال داشتند، بدست نیروهای نظامی اسرائیلی زخمی شدند که سه تن از آنها جان باختند.
ایران پشت دروازه سه کشور جهنمی برای ازادی مطبوعات
در سال ٢٠٠٩ وضعیت آزادی مطبوعات در ایران به شکل جدی روز به وخامت گذاشت. مرگ وبلاگ نویس جوان امیدرضا میر صیافی در زندان اوین و ادامه بازداشت روزنامه نگاران و از جمله خبرنگار امریکایی ایرانی تبار رکسانا صابری و سپس بازداشت جمعی روزنامه نگاران در پی سرکوب اعتراضات گسترده به تقلب و تخلف در انتخاب مجدد محمود احمدی نژاد به ریاست جمهوری ایران در تاریخ ٢٢ خرداد از جمله علل این وخامت است. روزنامه نگاران بازداشت شده مجبور به اعترافات اجباری و در دادگاه های استالینی که حقوق ابتدایی شان رعایت نشد، محاکمه شدند.
امسال روزنامه نگاران ایران بیشتر از هر وفت دیگری از ایران احمدی نژاد آزار دیدند. انتخاب مجدد و مورد اعتراض محمود احمدی نژاد کشور را در بحرانی عمیق فرو برد و بدبینی مفرط مقامات حکومتی علیه روزنامه نگاران و وب نگاران شدت یافت. با استقرار نیروهای امنیتی در چاپخانه‌ها و تحریره‌های روزنامه‌ها، سانسور پیش از انتشار مطالب اعمال شد. و بازداشت و زندانی کردن، بدرفتاری غیر قانونی و گسترده با روزنامه نگاران بسیاری از انها را مجبور به ترک کشور کرد. این تصویر کلی از وضعیت آزادی مطبوعات در جمهوری اسلامی در سال جاری است. ایران پیش از این نیز در رده های انتهایی جدول رده بندی قرار داشت (سال گذشته در رده ١٦٦ در میان ١٧٣ کشور) ، امسال ایران به دروازه سه کشور جهمنی برای آزادی مطبوعات ترکمنستان ( رده ١٧٣)، کره شمال ( رده ١٧٤) و اریتره (رده ١٧٤) که سال هاست آخرین رده جدول را به خود اختصاص داده اند، رسیده است.
اثر بخشی پدیده اوباما ایالات متحده امریکا در بیست کشور اول جدول قرار داد
در یک سال ایالات متحده امریکا بیست رده پیش روی کرده است و از رده ٤٠ در سال گذشته به رده بیستم در سال جاری رسیده است. به قدرت رسیدن باراک اوباما و رفتار کمتر پرخاشگرانه اش نسبت به مطبوعات و در مقایسه با رئیس جمهور پیشین یکی از عوامل این صعود است. اما این پیش روی محدود در مرزهای ایالات متحده است. هرچند باراک اوباما برنده نوبل صلح شد اما کشورش در دو جنگ به شکل مستقیم دخالت دارد. علیرغم بهترشدن نسبی شرایط، رفتار امریکا با رسانه ها در عراق و افغانستان نگران کننده است. برخی از روزنامه نگاران همچنان از سوی نظامیان امریکایی بازداشت و یا زخمی شده‌اند. یکی از آنها ابراهیم جاسم در عراق هنوز زندانی است.
وضعیت آزادی بیان در عراق (رده ١٤٥) بهتر شده است . تهدیدات گروه های تروریستی و شبه نظام تقریبا پایان یافته است. اما درگیری رسانه ها و روزنامه نگاران با دولت و یا سیاست مردان که رسانه را از دسترسی به اطلاعات در برخی مناطق منع می کنند، ادامه دارد. سواستفاده از تعقیب قضایی برای " توهین و افترا" علیه روزنامه‌هایی که موارد فساد را افشا می کنند به رویه تبدیل شده است.
افغانستان آزادی بیان بدون امنیت
جنگ و تروریسم از روزنامه نگاران همچنان قربانی می گیرند و انها را در وضعیت نامساعدی از نظر کاری قرار می دهند. خبرنگاران در افغانستان ( رده ١٤٩) با خشونت ها و تهدید به مرگ‌های بسیار از سوی طالبان رو در روی هستند. اما متاسفانه ففط طالبان نیستند که ازادی مطبوعات را در این کشور تهدید می کنند، دستگری های خودسرانه قوای دولتی نیز ادامه دارند. افغانستان در سال حاری علیرغم همه تهدیدات اما در رده بندی سیر صعودی داشته است. برعکس پاکستان (رده ١٥٩ ) علیرغم فضای پر تحرک رسانه ای از کشتار روزنامه نگاران خونبار است. . به رده های پایین‌تر سقوط کرده است